پشت سر

پشت سر نیست فضایی زنده

پشت سر فکر زمین بارانی است

پشت سربرسر دیوار بلند دریا گردیست

پشت سر خاک نشسته است بر موج" بر رود "بر یاد

پشت سر خاطره بال کلاغی است که در پیچش باد در به در در پی آواز درخت است

پشت سر موج نمیاید بر سر شنهایی که روزی تنها همدمشان هو هو وخنکای تلاطم دریا بود

پشت سر خاطره روز نگاه هم زیر گرد تدبیر مدفون است.

پشت سر دفتر فصل زمین برگ نخواهد خورد برای یک تازه

پشت سر نیست کسی در دل بیکار زمان

پشت سر اما خاطره ها میلولند

ودر خاطره ها دیدن بغض نگاه است" در ثانیه های رفتن او