پرواز را به خاطر بسپار
  
 
 
مهر 1384
ش ی د س چ پ ج
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30            
 
آرشیو

خودتان سایت بسازید Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
چهارشنبه 21 اردیبهشت ماه سال 1384


 آزاد




در کدامین نقطه از افکار بشر" سپید آزادی جریان دارد برای رفتن به ناممکن هایی که ممکنند؟

به راستی تا به کی باید سیب سرخ آزادی را دست نخورده نگاه داشت؟

و تا چه وقت باید در حسرت رویایی بود که در مسیرمان زیر پا میگزاریمش و در دورها جستجویش میکنیم؟

راه را پیداست و چه زلال.



ای کاش

 

 



ای کاش در جستجوی افکار زمان رویاها زنده بودند برای خسته ایی از لحظات تکرار قدمها.

ای کاش در رویای سپیدار کنار رود " جریان داشت ریشه های تبسم لحضه های بودن در آسمان یک نقاش.

در نگاه نقاش " جاری سبز " جاری رود " جاری یک لحضه محو در تماشای صدای زره زره ی گل و لای اندام یک انار " جاری سنگ " جاری رسیدن به اوج مبهم یک نگاه و جاری بود در یاد " صداقت یک گل سرخ.

 

ای کاش در ابعاد بوم زندگی جریان داشت برای ماهی "رود " بوته خار" طیف وسیع زندگی ها و زنده بود سپیدای شر شر آبشار رودی که می آید تا خنک.

ای کاش در پس دیوار های موزون و هموار" پیدا بود بوته خار بین دو سنگ.

ای کاش ریشه تشنه درخت میان شنهای داغ جان میگرفت برای سبز" ایجاد یک خنک در کاسه داغ تابستان.

ای کاش رگهای تبر تیز آزادی پر شاپرک جریان داشت و تنه چین خورده درخت ان را مینوشید تا رها.

 



خواب

 

خواب 

 

سبز یک خواب را پیداست در تاریک من

حال در اعماق چنان تاریکی هستم که " سنگ در دل کوه

ولی با سپید راه هموار است برای یک اسمان دیدن بهارها

خورشید را چنان در محو نگاه است بر زمین که در لا به لای هر سنگ جستجو میشود تا بودن زندگی.

و همین بودن زیباست در هوهوی پرواز

در تودر توی قدمهای بازیگوش پسر بچه ایی " در حال رفتن به مدرسه

و سپید راه هموار است برای دیدن سیب سرخ درخت دوست

و دوست در رسیدن به دوران دیروز در راه است " تا من تنها

تا تازگی کند امروز در دهان گس تکرار خسته های من

ومن در پی ثانیه های بعد گوش میدهم به اوازش تا دوباره شاید

دوباره شاید در مرور دیروز " مرده سنگ را بیابم تا جان دوباره او

او در آغاز دیروز با من بود" در لحظه لحظه من مرده دیروزها

قبل را گم کرده ذهن تازه در جستجوی دیدار

ودیدار رویای بازی رود میان آن سپید را میگوید

و سپید میگوید که تا رسیدن آواز سفر راهی نیست

پس سفر میباید


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 11071


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها